سراغ این پروژهها نرو: ۹ کار هوش مصنوعی که تو را میسوزاند

پروژههای خطرناک هوش مصنوعی برای فریلنسر تازهکار نُه دستهاند: چهرهی آدم واقعی بدون رضایت، کپی لوگو و کاراکتر برندها، نظر و قبل/بعد جعلی، پایاننامه و تکلیف دانشجویی، ادعای پزشکی و مالی، مشتری «بعد از وایرالشدن پول میدهم»، پروژهی بزرگ با ددلاین محال، بازبینی نامحدود، و مشتریای که کلید API یا حساب چراغت را میخواهد. هیچکدام پول آسان نیست: یا آبرو میبرد، یا مسئولیت کس دیگری را گردن تو میاندازد، یا وقتت را میخورد و پولش نمیرسد. این یازدهمین مقالهی سری «نان درآوردن با هوش مصنوعی» است و برای هر دسته میگوید چرا نه، و بهجایش چه بگویی.
بگذار مثل پدری حرف بزنم که پسرش تازه میخواهد فریلنسری را شروع کند. ده مقالهی قبل گفتم چه بفروشی؛ این یکی میگوید چه نفروشی. شاید از آن دهتا مهمتر باشد، چون یک پروژهی اشتباه میتواند نمونهکار یک سال را بیارزش کند. نه گفتن ضعف نیست؛ اولین نشانهی حرفهای بودن است.
نُه پروژهی خطرناک هوش مصنوعی در یک نگاه
قبل از اینکه یکییکی برویم جلو، همه را کنار هم ببین. ستون آخر مهمترین ستون است: تقریباً هیچکدام از اینها «نه» خالی نیست؛ هر کدام یک جایگزین دارد که هم پول دارد و هم آبرو.
| پروژه | چرا نه | بهجایش چه بگو |
|---|---|---|
| ۱. چهرهی آدم واقعی بدون رضایت، دیپفیک، چهرهی سلبریتی | شاکی خصوصی دارد؛ پیج مشتری بسته میشود و اسم تو زیر کار است | «همین صحنه را با مدل ساختگی میسازم؛ آدم واقعی فقط با رضایت کتبی خودش» |
| ۲. کپی لوگو و کاراکتر برندها | مال صاحبش است؛ مشتری هم روز بزرگشدن باید همه را دور بریزد | «کاراکتر و لوگوی خودتان را میسازم که ثبتشدنی باشد» |
| ۳. نظر جعلی، رضایت ساختگی، قبل/بعد جعلی برای کلینیک | مشتری نهایی را فریب میدهد؛ اولین نفر که بفهمد، همه چیز را رو میکند | «از نظرهای واقعیتان کارت و ویدیو میسازم» |
| ۴. پایاننامه و تکلیف دانشجویی | تقلب است؛ منبع و عدد ساختگی تحویل میدهی | «کمکت میکنم خودت بنویسی: خلاصهی مقالهها، ویرایش، آموزش ابزار» |
| ۵. ادعای پزشکی و مالی | اگر کسی ضرر کند، نویسنده هم پای ماجراست | «متن تأییدشده و امضاشدهی پزشک یا مشاور مجاز را بدهید، من فقط روانش میکنم» |
| ۶. «بعد از وایرالشدن پول میدهم» و «درصدی» | وایرال دست تو نیست؛ درصد را هیچوقت نمیبینی | «بیعانه و قیمت ثابت؛ درصدی فقط با قرارداد و دسترسی به آمار فروش» |
| ۷. پروژهی بزرگ بیرون از توانت با ددلاین محال | یا بد تحویل میدهی یا دیر؛ هر دو نمونهکار را میسوزاند | «فاز اول کوچک با تاریخ واقعی، بقیه بعد از تأیید» |
| ۸. بازبینی نامحدود و عوضشدن دائمی مسیر | هر دور اصلاح وقت و اعتبار است که کسی پولش را نداده | «دو دور اصلاح در قرارداد؛ تغییر مسیر یعنی سفارش تازه» |
| ۹. کلید API یا حساب چراغت | هر کاری با آن بکند به نام توست و از اعتبار تو کم میشود | «حساب خودتان با لینک من؛ یا حساب سازمانی با سقف مصرف» |
به ستون آخر که نگاه کنی یک الگو میبینی: کار را شفاف کن، مسئولیت را به صاحبش برگردان، و پول را از مسیر درست بگیر. در ردیف نهم آن مسیر درست یک اسم دارد: همکاری در فروش. مشتری با لینک تو عضو میشود، با حساب خودش میپردازد، و تو سهمت را میگیری بیآنکه حسابت دست کسی باشد.

سه کاری که آبرو و قانون را میبرد
این سهتا را بیشتر از همه پیشنهاد میدهند، چون با ابزارهای امروز «راحت» شدهاند. راحت بودن دلیل درست بودن نیست.
۱. چهرهی آدم واقعی بدون رضایت، دیپفیک و عوضکردن چهرهی سلبریتی
پیام میآید: «عکس این خانم را بگذار توی لباس ما»، «چهرهی فلان بازیگر را بگذار روی مدل ویدیو». جواب نه است، حتی برای یک استوری. چرا؟ چون آن آدم واقعی است و حق دارد شکایت کند؛ وقتی کرد، پیج مشتری بسته میشود و زیر کار اسم تو هست. مدلهای امروز چهره را آنقدر خوب نگه میدارند که «معلوم نمیشود» دیگر بهانه نیست؛ دقیقاً به همین دلیل خطرناکتر است. سلبریتی که هیچ؛ عکس همسایهی مشتری هم همین حکم را دارد.
بهجایش چه بگو: «اگر رضایت کتبی خود آن شخص را دارید، با کمال میل. اگر نه، همین صحنه را با یک مدل ساختگی میسازم که شبیه هیچکس نیست و مال خودتان میشود.» عکس مرجع یعنی عکس محصول مشتری، یا عکس خودش با رضایت خودش، نه عکسی که از پیج کسی برداشتهاند. یک قاعدهی ساده برای خودت: رضایت یعنی پیام کتبی از خودِ آن آدم، نه «آشناست، ناراحت نمیشود».
۲. کپی لوگو و کاراکتر برندها
«یک کاراکتر مثل فلان کارتون بساز، فقط رنگش را عوض کن»، «لوگوی فلان برند را کمی تغییر بده بزن روی بستهی ما». چرا نه؟ لوگو و کاراکتر مال صاحبش است و شباهت عمدی، کپی حساب میشود؛ ابزار هوش مصنوعی این را عوض نمیکند. ضرر بزرگتر مال خود مشتری است: با کاراکتر کپیشده برند نمیسازد. روزی که بخواهد اسمش را ثبت کند یا بزرگ شود، باید همهی بستهبندی و تابلو را دور بریزد، و اولین کسی که مقصر میداند تویی.
بهجایش چه بگو: «بیایید کاراکتر خودتان را بسازیم که مال خودتان باشد و بشود ثبتش کرد.» این همان کاری است که در ایدهی ۹: طراحی مسکات و کاراکتر برند قدمبهقدم گفتم. پولش بیشتر است، چون چیزی که تحویل میدهی سالها میماند.
۳. نظر و رضایت جعلی مشتری و قبل/بعد جعلی برای کلینیکها
«ده تا اسکرینشات رضایت مشتری بساز»، «یک عکس قبل و بعد لاغری برای پیج کلینیک». این یکی خیلی وسوسهانگیز است، چون ساده است و خوب پول میدهد. چرا نه؟ چون مشتریِ نهایی را فریب میدهد. کسی با اعتماد به آن عکس تیغ میخورد یا پول میدهد. اولین بیمار ناراضی که بفهمد، قبل/بعدهای واقعی آن کلینیک را هم زیر سؤال میبرد و اسم طراحش را هم میآورد. نظر جعلی هم همین است: یک کامنت «اینها فیک است» ده رضایت واقعی را هم بیاعتبار میکند.
بهجایش چه بگو: «نظرهای واقعیتان را بدهید، از همانها کارت و ویدیوی استوری میسازم. از عکسهای واقعی بیمار، با رضایت خودش، فقط نور و کادر را درست میکنم، نه نتیجه را.» کلینیک و سالن مشتری خوبی است اگر مرزش را بدانی؛ کارهای درستش را در هوش مصنوعی برای کلینیک و سالن زیبایی نوشتهایم.
دو کاری که مسئولیت کس دیگری را گردن تو میاندازد
در این دو دسته کسی به تو نمیگوید «جعل کن». میگوید «کمکم کن». ولی کمکی است که اگر خراب شود، جایش روی زندگی آدمهاست و ردش روی اسم تو.
۴. پایاننامه و تکلیف دانشجویی
پیام از تلگرام: «فصل دوم پایاننامهام را با هوش مصنوعی بنویس، سه میلیون». چرا نه؟ اول، تقلب است و دانشگاهها دنبالش هستند؛ اگر لو برود، مدرک آن دانشجو میرود و اسم تو هم همراهش. دوم، و این را کمتر میگویند: چیزی تحویل میدهی که وجود ندارد. مدل زبانی وقتی منبع را نداند، منبع میسازد، با اطمینان کامل؛ استاد راهنما با یک جستوجو میفهمد. سوم، آن دانشجو سر جلسهی دفاع تنهاست و تو نیستی.
بهجایش چه بگو: «بهجای نوشتن، کمکت میکنم خودت بنویسی: خلاصهی مقالههایی که خودت خواندهای، ویرایش متنی که خودت نوشتهای، و یاد گرفتن اینکه چطور از ابزار درست سؤال کنی.» این کار شرافتمندانه است، پول دارد، و شاگردی که یاد بگیرد سه نفر دیگر را به تو معرفی میکند.
۵. ادعای پزشکی و مالی که مسئولیتش میافتد گردن تو
«برای این مکمل بنویس چربیسوز است و عوارض ندارد»، «برای کانال سیگنال بنویس بازدهی تضمینی»، «یک چتبات برای مطب بگذار که دارو پیشنهاد بدهد». چرا نه؟ چون اگر کسی با آن متن دارو بخورد یا پولش را بگذارد و ضرر کند، نویسندهی متن هم پای ماجراست. خودِ مدل هم با اطمینان اشتباه میکند و هیچ مسئولیتی قبول نمیکند؛ مسئولیت میماند برای تو و مشتری.
بهجایش چه بگو: «متن تأییدشدهی پزشک یا مشاور دارای مجوز را بدهید، من فقط روان و خوشخوانش میکنم. هر ادعای درمانی یا مالی باید اسم و امضای خودِ او را داشته باشد.» برای چت پشتیبانی کلینیک هم همین است: در ایدهی ۱۰: چتبات پشتیبانی و اتوماسیون گفتم که یادداشت «تشخیص نده، نسخه نده، نوبت پیشنهاد بده و شماره بگیر» و تأیید کتبی پزشک شرط قبول پروژه است. اگر حاضر نیست، پروژه را نگیر.
سه مشتریای که وقتت را میخورد و پولش نمیرسد
این سهتا غیرقانونی نیستند؛ فقط گراناند، آن هم برای تو. تازهکارها معمولاً اینجا میسوزند، چون «نه» گفتن به مشتریای که ظاهراً پول دارد سخت است.
۶. مشتری «بعد از وایرالشدن پول میدهم» و «درصدی»
«بیست تا ریلز بساز، وقتی پیج گرفت حسابت را صاف میکنم»، «از هر فروشی که بیاید ده درصد مال تو». چرا نه؟ چون وایرالشدن دست تو نیست؛ دست الگوریتم و محصول و پیگیری خودِ مشتری است. «درصد از فروش» را هم هیچوقت نمیبینی، چون فروش را او میبیند، نه تو. نتیجه: بیست ریلز ساختهای، اعتبار و دو هفته وقت خرج کردهای، و طلبکار کسی هستی که دیگر جواب دایرکت نمیدهد.
بهجایش چه بگو: «نصف مبلغ قبل از شروع، نصف با تحویل.» اگر واقعاً به ایدهاش اعتقاد داری، یک ریلز نمونه با مدل اقتصادی بساز، نه بیستتا: پنج ثانیه با Grok Imagine Video 1.5 حدود ۱۰ اعتبار است، با نرخ امروز حدود ۲۶ هزار تومان (قیمتها تا ۲۶ مهر ۱۴۰۵؛ عدد بهروز در صفحهی مدلها و قیمتها). درصدی را فقط وقتی قبول کن که قرارداد کتبی داری و به آمار فروش دسترسی داری؛ تازهکار معمولاً هیچکدام را ندارد. فرمول قیمت و بند «پرداخت» را در قیمتگذاری خدمات هوش مصنوعی نوشتهایم.
۷. پروژهی بزرگ بیرون از توانت با ددلاین محال
«تا پنجشنبه ۱۲۰ عکس محصول و ۲۰ ریلز برای افتتاح فروشگاه، امروز سهشنبه است». چرا نه؟ ابزار سریع است، ولی داوری تو سریع نیست. هر عکس باید انتخاب شود، با محصول واقعی مقایسه شود و اصلاح بخورد. در چراغ هزینهی هر کار قبل از ساخت معلوم است؛ وقت تو هم باید همینقدر معلوم باشد. اگر در ۴ ساعت ۱۰ عکس خوب تحویل میدهی، ۱۲۰ عکس یعنی ۴۸ ساعت، نه دو شب. نتیجهی قبولکردن یا کار بد است یا کار دیر؛ هر دو نمونهکار را میسوزاند و بیعانه را برمیگرداند.
بهجایش چه بگو: «فاز اول ۲۰ عکس تا پنجشنبه برای روز افتتاح، بقیه هفتهی بعد با همین کیفیت.» اگر قبول نکرد، رد کن. مشتریای که ددلاین محال میخواهد، هفتهی بعد هم ددلاین محال میخواهد. و یادت باشد اعتبار خریداریشدهی چراغ منقضی نمیشود؛ اگر پروژه عقب افتاد، اعتبار سر جایش است و فقط وقت توست که برنمیگردد.
۸. بازبینی نامحدود و عوضشدن دائمی مسیر
«فقط یک تغییر کوچک»، بار هفدهم. اول عکس در آشپزخانه میخواست، بعد در ساحل، بعد «همان آشپزخانه ولی شب». چرا نه؟ چون هر دور اصلاح هم وقت توست هم اعتبار: هر عکس تحویلی با Seedream 5.0 Pro ۷ اعتبار است، با نرخ امروز حدود ۱۸ هزار تومان. ده دور روی ده عکس یعنی ۷۰۰ اعتبار که کسی پولش را نداده. کار ناموفق در چراغ رایگان است، ولی کار موفقی که مشتری نپسندد رایگان نیست.
بهجایش چه بگو: «دو دور اصلاح داخل قیمت است؛ تغییر صحنه یا لحن یعنی سفارش تازه با قیمت تازه.» این جمله را قبل از شروع بنویس، نه بار هفدهم. و قبل از ساخت انبوه، یک نمونه با مدل اقتصادی بساز و تأیید کتبی بگیر؛ بیشتر «تغییرهای کوچک» از نداشتن همین یک تأیید میآید. بریف یکخطی مشتری («یک عکس خوب بساز») را قبول نکن؛ بریف را خودت با پنج سؤال بنویس و برایش بفرست.
۹. مشتریای که کلید API یا حساب چراغت را میخواهد: هرگز
«شماره و کد ورودت را بده خودم بسازم»، «کلید API را بده بگذارم توی سایت». این یکی را جدا نوشتم، چون مخصوص همین کار ماست و تازهکارها زود قبولش میکنند. چرا نه؟ حساب تو یعنی اعتبار تو، گالری تو، چتهای تو و لینک همکاری تو. هر چیزی که با آن بسازد به نام توست؛ از عکس آبرومند تا عکس دستهی اول همین مقاله. کلید API هم همین است: مصرفش از اعتبار تو کم میشود، و کلیدی که در سایت کسی گذاشته شود دیر یا زود در لاگ و اسکرینشات میافتد. روزی که همکاری تمام شود، او کلید را دارد و تو صورتحساب را.
بهجایش چه بگو: سه راه درست هست و هر سه مشتری را راضی میکند.
- حساب خودش، با لینک تو. مشتری با لینک همکاری در فروش تو ثبتنام میکند و اعتبار را خودش میخرد. روز اول ۲ برابر اعتبار رایگان میگیرد، قیمت هر کار را قبل از ساخت خودش میبیند، و تو تا یک سال از هر خریدش ۱۵٪ پول نقد و ۵٪ اعتبار چراغ سهم میگیری؛ مصرف API هم شامل همین سهم است.
?ref=با کد تو ته آدرس هر صفحهی چراغ لینک معرف است، حتی لینک یک کارت دستور پخت. جزئیات در همکاری در فروش چراغ آمده. - کلید را خودش بسازد. اگر برنامهنویس است یا سایت دارد، کلید API را در حساب خودش میسازد (cheraq.ai/app/api)، یک کلید جدا برای هر پروژه؛ مصرف هر کلید جدا دیده میشود و هر وقت خواست باطلش میکند. تو فقط آدرس پایه و نمونهکد را تحویل میدهی. راهنمایش در API چراغ برای برنامهنویسها است.
- حساب سازمانی، اگر میخواهد تو با اعتبار او کار کنی. او حساب سازمان را شارژ میکند، تو با حساب خودت عضو تیمش میشوی، برایت سقف مصرف هفتگی یا ماهانه میگذارد و ساختههای تیم را خودش میبیند. اعتبار مال اوست، حساب مال تو، و هیچکس رمز کسی را ندارد. در حساب سازمانی چراغ توضیح دادهایم.
اگر قبلاً کلیدی به کسی دادهای، همین امروز از صفحهی API باطلش کن و کلید تازه بساز. کسی از تو دلخور نمیشود؛ اگر شد، همین دلخوری جواب سؤالت است.
نشانههای خطر در پیام اول، و متن محترمانهی «نه»
بیشتر این نُه پروژه از همان پیام اول خودشان را لو میدهند. اگر دو تا از این نشانهها را با هم دیدی، قبل از قیمت دادن یک سؤال بپرس: «این کار برای کیست و کجا منتشر میشود؟» جواب، یا نداشتن جواب، بقیه را روشن میکند.
- قبل از اینکه بریف بدهد میگوید «راحت است، پنج دقیقه کار دارد».
- عکس یا ویدیوی کس دیگری را میفرستد و میگوید «همین را بساز».
- از «درصد»، «بعداً» و «وقتی گرفت» حرف میزند، نه از بیعانه.
- ددلاین را قبل از شرح کار میگوید: «تا پنجشنبه».
- «رمز، کد ورود یا کلیدت را بده» در پیام دوم یا سوم.
- اصرار دارد جلوی مشتریِ نهایی معلوم نشود کار واقعی نیست.
- «همه این کار را میکنند» را بهجای دلیل میگوید.
- قبل از شنیدن کار چانه میزند: «یکی دیگر نصف قیمت میگیرد».
- سهشنبه شب پیام میدهد، پنجشنبه تحویل میخواهد، پرداخت «بعد از جمعه».
متن «نه» که در را نمیبندد
«نه» خوب سه جزء دارد: تشکر، دلیلی که قاعده است نه سلیقه، و یک جایگزین با قیمت. اینطوری مشتری نمیتواند بگوید «با من مشکل داری»؛ میفهمد با کار مشکل داری، و این احترام میآورد.
و اینکه چرا نه گفتن اعتبار میسازد: مشتری خوب دنبال کسی است که حد دارد. وقتی به کار جعلی نه میگویی، به مشتری بعدی داری میگویی کارِ من جعلی نیست. در پاساژ و بازار همه همدیگر را میشناسند؛ همان مشتریای که ردش کردی، سه ماه بعد دوستش را میفرستد. اوستایی که کار بد قبول نمیکند، صف دارد.
ده ایدهای که بهجایش میفروشی
برای اینکه «نه» خالی نماند، ده کاری که در این سری یاد گرفتی همیشه دم دست باشد. هر کدام مشتری واقعی دارد، قیمت روشن دارد و اسم تو را پای کار سالم میگذارد:
- عکس محصول برای فروشگاههای آنلاین
- ریلز کوتاه برای کافه و سالن
- چیدمان مجازی برای مشاور املاک
- منو، پوستر و بنر
- نریشن، دوبله و ویدیوی آواتار
- محتوای سایت و سئو برای کلینیکها
- محتوای ماهانهی اینستاگرام برای کسبوکارهای محلی
- ویدیوی محصول از عکس برای تولیدیهای کوچک
- طراحی مسکات و کاراکتر برند
- چتبات پشتیبانی و اتوماسیون برای فروشگاهها
همهی این دهتا یک وجه مشترک دارند: عکس و اطلاعات را مشتری میدهد و درستیاش با اوست، و هیچکدام به آدم سومی که رضایت نداده دست نمیزند. منوی کامل خدمات و قیمت پیشنهادی هر کدام را در منوی خدمات فریلنسری هوش مصنوعی کنار هم گذاشتهایم.
سؤالهای رایج
اگر مشتری بگوید «همه این کار را میکنند» چه جوابی بدهم؟
بگو «شاید، ولی من نه؛ و برای همین است که کار من را میشود با اسم خودتان منتشر کرد.» بعد همان جایگزین را با قیمت پیشنهاد بده. بحث نکن؛ قاعدهی خودت را بگو و تمام.
مشتری قدیمی و خوبم یکی از این کارها را خواسته؛ باز هم رد کنم؟
بله، و دقیقاً به او راحتتر میشود گفت، چون اعتماد دارد. بگو این کار برای خودش هم خطر دارد و جایگزین را پیشنهاد بده. مشتری خوب بعد از این «نه» بیشتر به تو تکیه میکند.
کلید API یا کد ورودم را قبلاً به کسی دادهام؛ چه کار کنم؟
از صفحهی API در حساب چراغت همان کلید را باطل کن و کلید تازه بساز، و اگر کد ورود دادهای از همهی دستگاهها خارج شو. بعد مشتری را با لینک همکاری در فروش به حساب خودش ببر؛ سهمت از خریدهایش محفوظ است.
از کجا بفهمم عکس چهرهای که مشتری فرستاده با رضایت است؟
بپرس «این شخص خودش راضی است؟ یک پیام کتبی از خودش برایم بفرستید.» اگر عکس مال خود مشتری یا کارمند و مدل خودش باشد، این پیام در یک دقیقه میآید. اگر نیامد، جواب را گرفتهای.
کار درصدی هیچوقت درست نیست؟
برای تازهکار نه. درصدی وقتی معنی دارد که قرارداد کتبی، دسترسی به آمار فروش و یک مبلغ ثابت پایه داشته باشی. تا آن روز، بیعانه و قیمت ثابت تنها چیزی است که از وقتت دفاع میکند.
یک جملهی آخر، از ته دل: تو با این کار قرار است سالها نان بخوری، نه یک ماه. هر «نه»ای که امروز میگویی، یک «بله»ی بزرگتر را برای فردا نگه میدارد. حسابت را به کسی نده، آدمهای واقعی را بدون اجازهشان جایی نگذار، و پولت را قبل از کار بگیر؛ بقیهاش با تکرار و حوصله درست میشود.
مشتریای که حسابت را میخواهد، با لینک خودت عضو کن: او با حساب خودش کار میکند و تو تا یک سال از هر خریدش سهم میگیری.


